تبلیغات
عاشق دلخسته پریشون


عاشق دلخسته پریشون


پایان [عمومی , ]


بالاخره همچی تموم شد،

ولی خوب زندگی همچنان ادامه داره با تمام فراز و نشیبش،

پس از اول باید شروع کرد.



نوشته شده توسط تنهای تنها در سه شنبه 2 اسفند 1384و ساعت 07:02 ق.ظ
ویرایش شده در یکشنبه 12 شهریور 1385 و ساعت 08:09 ق.ظ

() نظر






توان [عمومی , ]


کاش به حدی توان داشتم،

که وقتی بعد این همه مدت دیدمش،

میتونستم تمام حرفای دلمو بهش بزنم



نوشته شده توسط تنهای تنها در دوشنبه 24 بهمن 1384و ساعت 01:02 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر






قصه [عمومی , ]


امشب به قصه دل من گوش میكنی

فردا مرا چو قصه فراموش میكنی

این در همیشه در صدف روزگار نیست

می گویمت ولی تو كجا گوش میكنی

دستم نمی رسد كه در آغوش گیرمت

ای ماه با كه دست در آغوش میكنی

در ساغر تو چیست كه با جرعه نخست

هشیار و مست را همه مدهوش میكنی

گر گوش میكنی سخنی خوش بگومیت

بهتر ز گوهری كه تو در گوش میكنی

جام جهان ز خون دل عاشقان پر است

حرمت نگاه دار اگرش نوش میكنی

سایه چو شمع شعله در افكنده ای به جمع

زین داستان كه با لب خاموش میكنی



نوشته شده توسط تنهای تنها در پنجشنبه 6 بهمن 1384و ساعت 09:01 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر






سه روز [عمومی , ]


سه روزه از خونه بیرون نرفتم تک و تنها گوشه این خونه کوچولو نشستم واسع خودم حرف میزنم هی حرف میزنم هی حرف میزنم ولی چه فایده دیگه یواش یواش حوصلم سر رفت دیگه نمیتونم بشینم همینجوری حرف بزنم نمیتونم بشینم درو دیوارو نگاه کنم دیگه حتی دیوارم برام هیچی نداره
سه روزه دارم هی به خودم میگم الان یکی میاد الان از تنهایی درمیای ولی کو؟
سه روزه میگم الان یکی زنگ میزنه باهات حرف میزنه خوشحالت میکنه ولی کو؟
سه روزه قراره برای خودم تفریح درست کنم خودمو سرگرم کنم ولی کو؟
همه روزا همین جورین؟
دیگه حوصله ندارم دلم گرفته دلم لک زده میخوام بشینم گریه کنم فقط به خاطر دل خودم
دست نوشته های یه دختر کوچولو


نوشته شده توسط تنهای تنها در جمعه 23 دی 1384و ساعت 12:01 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر






دیوار [عمومی , ]


دیوارای خونه زندونیم میکنن

دیوارای خونه اذیتم میکنن

دیوارای خونه حبسم میکنن

دیوارای خونه منو تو خودشون محو میکنن

دیوارای خونه منو حل میکنن

دیوارای خونه فقط اینو میدونن که منو خل میکنن

دیوارای خونه یه روزی منو میکشن!!!!!!

آه آره  یه روزی منو میکشن



نوشته شده توسط تنهای تنها در جمعه 23 دی 1384و ساعت 11:01 ق.ظ
ویرایش شده در جمعه 23 دی 1384 و ساعت 11:01 ق.ظ

() نظر






۱۱ [عمومی , ]


یادم آن روزی که بودم اولی

ناز و طناز و عزیز و فلفلی

شاه خانه بودم و با داد و دود

هر چه می خواستم آماده بود

وای از آن روزی که آمد دومی

نق نقو و بد ادا و قم غمی

من وزیر گشتم افتادم ز چاه

دومی هم جای من گردید شاه

تا به خود آیم و خود داری کنم

سومی هم آمد و شد خواهرم

دختری زیبا و خوش رو مثل ماه

من و داداشم کشیدیم سوز و آه

جای سبزی و نشاط و خرمی

سر رسید از گردگاه چهارمی

دیگر آن خانه برایم تنگ بود

سبزی و گل در نگاهم سنگ بود

داشتم می کردم عادت ناگهان

پنجمی هم پانهاد در این جهان

بهر سوختن پنج تن کافی نبود

ششمی هیزم شد و من مثل دود

ناصر و شهناز و شهین

احمد و عباس و هفتم شد مهین

ای امان ای امان ای امان

ای امان از دست بابا و مامان

بار دیگر مادرم شد حامله

این که آید تیم فوتبال کامله

ناصر و شهناز و مهناز و شهین

احمد و عباس و فرهاد و مهین

علی مردان و گل معصومه جان

آخریش هم می شود دروازه بان



نوشته شده توسط تنهای تنها در یکشنبه 18 دی 1384و ساعت 07:01 ق.ظ
ویرایش شده در یکشنبه 18 دی 1384 و ساعت 07:01 ق.ظ

() نظر






[عمومی , ]


((**یک ماه گذشت!!**))



نوشته شده توسط تنهای تنها در چهارشنبه 7 دی 1384و ساعت 12:12 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر






[عمومی , ]


When god says YES, he gives U what U want.

 

When he says NO, he gives U something better.

 

But! When he says wait, he wishes to give U the best.....



نوشته شده توسط تنهای تنها در سه شنبه 15 آذر 1384و ساعت 05:12 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر






اما چرا؟ [عمومی , ]


اما چرا؟؟؟؟!!؟؟؟؟



نوشته شده توسط تنهای تنها در یکشنبه 13 آذر 1384و ساعت 10:12 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر






قاب عکس [عمومی , ]


قاب عکسی از تو دارم

          روبروی تخت خوابم  

                     هر کجای خانه باشم ، میکنی دائم نگاهم

گاه می خندی به من

              گاهی شکایت می کنی

       من تو را ای آبی امید ، ای سبز بهاران  ،  نازنین

هر طور باشی دوستت دارم

 

دزدیده شده از وبلاگ یکی از دوستان: http://maryameman.persianblog.com/



نوشته شده توسط تنهای تنها در چهارشنبه 9 آذر 1384و ساعت 08:11 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر






وبلاگ من

  ๐ وبلاگ من
  ๐
ایمیل من
    

[yahoo]


بایگانی

 نویسندگان

تنهای تنها (46)


موضوعات

عمومی (46)


 آرشیو

اسفند 1384 (1)
بهمن 1384 (2)
دی 1384 (4)
آذر 1384 (4)
آبان 1384 (4)
مهر 1384 (3)
شهریور 1384 (4)
مرداد 1384 (22)
تیر 1384 (2)


صفحات

1 2 3 4 5





لینكستان

 ◊ حرف دل

 ◊ پسرک تنها





لینكدونی

آرشیو لینكدونی




جستجو

جستجو در بلاگ






خبرنامه






نظر سنجی






آمار وبلاگ

بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایجاد صفحه : -





قالب توسط :صابر كردستانچی